محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
263
خلد برين ( فارسى )
اعيان آن حصار با تحف و هداياى بىشمار به درگاه امراء آمده از كردار ناهنجار خود اظهار ندامت و استغفار نمودند . ديو سلطان حكومت گرجستان را به قرقره مسلم داشته رايت مراجعت بر افراشت . و در آن يورش چركن حسن به تقصيرى كه كرده بود معروض تيغ ياساى ديو سلطان گرديد . اما منوچهر بد گهر كه گريزان به روم رفته بود به سلطان سليم پيوست و خدمتش قزل احمد اوغلى را كه از امراى وى بود با فوجى از عسكر روم به معاونت منوچهر فرمان داده مصحوب وى به گرجستان فرستاد . و قرقره والى گرجستان به پشتگرمى اقبال بىزوال خاقان سكندرشان در سال نهصد و بيست و سه با لشكر گران در قراجه اردهان با ايشان مصاف داد و بر آن جماعت بىعاقبت نصرت يافته قزل احمد اوغلى را با تمامى روميان به قتل آورده ديگر باره منوچهر را به وادى فرار فرستاد . و ديو سلطان و امراء كه در آن حوالى اقامت داشتند به نهب و غارت داو ايلى پرداخته از چخور سعد رايت مراجعت برافراشتند . گفتار در ذكر استيلاى محمد زمان ميرزا بر ولايت بلخ [ 55 ] و وقايعى كه در خلال اين احوال در خراسان روى نمود محمد زمان ميرزاى بن بديع الزمان ميرزاى بن سلطان حسين ميرزاى بايقرا در سنهء اثنى و عشرين و تسع مائه بخار پندار در دماغ راه داده به اتفاق امير اردوشاه و لشكر و سپاه روى به تسخير بلخ نهاد و بعد از وصول به آن ديار ، حصار بلخ را مركزوار در ميان گرفته آغاز محاصره نمودند . امير محمد بهارلو ملازم ديو سلطان روملو كه از قبل وى به محافظت و محارست آنجا قيام داشت به ضبط و استحكام حصار پرداخته رايت مقاومت و محاربت برافراخت . و